ملاک‌های مهم گزینش همسر

افراد مختلف ملاک‌های مختلفی برای ازدواج خود قائل‌اند. این ملاک‌ها با توجه به شرایط مختلف اجتماعی و فرهنگی ممکن است در افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی متفاوت باشد. در این‌جا، بیشترین عواملی که معمولاً مورد بحث و سؤال قرار می‌گیرد، ارائه شده‌اند:

     ۱. سن. در مورد سن بهتر است که اختلاف سن زوجین از یک محدودة خاصی تجاوز نکند. چنان‌چه اختلاف سن زوجین از حدود 5 تا 7 سال تجاوز کند و مثلاً حدود 10 تا 12 سال باشد، به احتمال زیاد مشکل‌زاست. زیرا یکی از زوجین در یک مرحلة رشدی و دیگری در مرحلة دیگر رشد است و به همین دلیل خواسته‌ها، انتظارات، علائق و بسیاری دیگر از خصوصیات آنها متفاوت خواهد بود.

     عامل سن تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز هست. به‌طوری که در کشور ما بالاتر بودن سن زن نسبت به همسر پذیرفته نمی‌شود و خانواده‌ها، اطرافیان و جامعه، نگرش منفی نسبت به این موضوع دارند. به همین دلیل، حتّی اگر برای زوجین این موضوع حل شده باشد، نگرش‌های منفی رایج در جامعه بر نظر آنان اثر خواهد گذاشت.

     با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی کشور به نظر می‌رسد اختلاف سن 2 تا 5 سال مناسب‌ترین محدوده‌های سنّی باشد با توجه به این‌که مرد، بزرگ‌تر از همسرش باشد.

     ۲. وضعیت اجتماعی و فرهنگی. توصیه‌ها بر آن است که تا حد ممکن شباهت‌های نسبی بین زوجین وجود داشته باشد. چنانن‌چه زوجین از یک وضعیت اجتماعی و فرهنگی مشابهی برخوردار باشند، کمتر به اختلافات و سوءتفاهم خواهند رسید.

     در مورد وضعیت مذهبی هم نکتة بالا صحیح است و بهتر است در این مورد هم تا حد زیادی، اصل مشابهت رعایت شود. زندگی مشترک، بسیار سخت خواهد بود هنگامی که یکی از زوجین مذهبی باشد و دیگری چندان به مذهب اهمیت ندهد.

     ۳. تحصیلات. در حوزة تحصیلات نیز توصیه بر آن است که زوجین از وضعیت تحصیلی نسبتاً مشابهی برخوردار باشند. نکتة مهم آن است که احساسات طرفین از مدرک تحصیلی بیش از خود مدرک اهمیت دارد. مهم است که به احساس طرفین از مدرک توجه شود.

     ۴. قومیت. همانند بحث‌های قبلی توصیه می‌شود از این نظر نیز تا حد امکان شباهت‌هایی بین افراد وجود داشته باشد. چنان‌چه زوجین از دو قوم مختلف و با آداب و رسوم متفاوت باشند، احتمال بروز اختلاف و سوءتفاهم میان آنان با یکدیگر و همچنین با خانواده‌های یکدیگر بسیار زیاد است.

     ۵. استقلال زوجین از خانوادة اصلی (جایگاه همسر در خانوادة اصلی). نکتة بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای که در ازدواج وجود دارد، میزان استقلال زوجین از خانواده‌های اصلی خود است. گاهی افراد ازدواج می‌کنند در حالی که هنوز از خانوادة خود از نظر روانی جدا نشده‌اند. این افراد بیشتر "پسر یا دختر" خانوادة خود هستند تا "همسر" دیگری. به همین دلیل که وابسته به خانوادة قبلی خود هستند، نمی‌توانند به درستی نقش‌های همسری خود را اجرا کنند. در نتیجه، زندگی مشترک آنان با آزردگی و ناکامی همسر همراه است که فشار زیادی را بر زوجین تحمیل می‌کند. این استرس همراه با استرس معمول یک ازدواج، می‌تواند به راحتی زوجین را با مشکلات جسمی و روانی زیادی روبه‌رو سازد. قبل از ازدواج جایگاه همسر در خانوادة اصلی را ارزیابی کنید. ارزیابی کنید که تا چه حد فرد مذکور مستقل از خانوادة خود تصمیم می‌گیرد و تا چه حد وابسته به نظرات، عقاید، تصمیم‌گیری‌ها و ... است.

     گاهی اوقات عدم استقلال به گونه‌ای است که پدر یا اعضای دیگر خانوادة اصلی، همسر را رها نمی‌کنند و همراه وی وارد زندگی مشترک می‌شوند؛ مانند مردی که پس از زندگی مشترک با آن‌که می‌تواند برای صرف ناهار یا شام به منزل خود برود، ولی همچنان به خانة قدیمی خود رفته و با خانوادة قدیمی غذا صرف می‌کند. یا خانوادة قدیمی برای هر کار خود دائماً از فرزندشان می‌خواهند که به کارهای آنها بپردازد. در حالی که می‌توانند این کار را به‌صورت دیگری انجام دهند. نمونة دیگر این وضعیت، دختری است که پس از شروع زندگی مشترک خود هر روز در خانة مادری است و بیشتر اوقات خود را آنجا می‌گذراند. نمونة دیگر این وضعیت که بسیار شایع است، خانمی است که پس از ازدواج خود، روزانه به مدت یک ساعت با مادر خود تماس تلفنی دارد و این برنامه هر روز تکرار می‌شود.

     اگرچه ارتباط با خانوادة قدیمی ضرورت دارد، ولی باید تحت شرایط محدود و مشخصی باشد. زوجین برنامه‌های مشترک خود را با همکاری یکدیگر تنظیم می‌کنند. بیشترین وقت خود را به یکدیگر اختصاص می‌دهند و در کنار برنامه‌های اصلی و اساسی که با یکدیگر تنظیم می‌کنند، با دو خانوادة قدیمی هم ارتباط دارند.

     ۶. ویژگی‌های ظاهری. اگرچه انسان موجودی است زیباپسند، ولی ویژگی‌های ظاهری نقش اساسی و تعیین‌کننده‌ای در ازدواج و موفقیت آن ندارند. اصولاً پایه‌گذاری ازدواج بر مسائلی که بی‌ثبات و ناپایدار باشند، اشتباه است. از آن‌جایی که زیبایی و جذابیت جسمی، امری باثبات نیست و با یک بیماری یا در اثر گذشت زمان از میزان آن کاسته می‌شود، توصیه می‌شود به‌عنوان ملاک اساسی ازدواج در نظر گرفته نشود.

     ۷. وضعیت مالی. برای یک ازدواج معمولی، ضروری است که زوجین بتوانند مخارج یک زندگی معمولی را تأمین کنند. چنان‌چه زوجین ناتوان از تأمین مخارج ابتدایی زندگی خود باشند، توصیه بر آن است که ازدواج به تأخیر انداخته شود. گاهی اوقات، زوجین از عهدة مخارج زندگی مشترک برنمی‌آیند و از والدین یکدیگر درخواست می‌کنند که آنان را حمایت کنند. این روش اگرچه ظاهراً مشکل را حل می‌کند، ولی به شدت مشکل‌زاست، زیرا باعث می‌شود دیگران به راحتی در زندگی آنان دخالت کنند. نمی‌توان هم نیازمند بود و هم استقلال داشت. به یاد داشته باشید هر چیزی که به دست می‌آورید، چیزی را از دست می‌دهید.

     ازدواج با شخص متمول، فقط به دلیل ثروت او نیز کار بسیار اشتباهی است. در این‌جا هم پایه‌گذاری زندگی مشترک بر پایة بی‌ثباتی است. زیرا، با یک تغییر اقتصادی یا یک سرمایه‌گذاری اشتباه، ممکن است که فرد سرمایة خود را از دست دهد و پایة زندگی مشترک فرو ریزد.

     در خصوص ملاک‌های بالا به یاد داشته باشید که این ملاک‌ها نسبی هستند. آن‌چه که می‌تواند به جوانان کمک کند تا بتوانند ازدواج بهتر و موفق‌تری داشته باشند، آشنایی با مهارت‌هایی است که برای تشکیل زندگی، بسیار اساسی و مهم هستند. در این‌جا به تعدادی از این مهارت‌های لازم و اساسی اشاره می‌شود. چنین مهارت‌هایی به افراد کمک می‌کنند که بسیاری از مشکلات آنان در زمینة ازدواج کاهش یابد. مثلاً مهارت همدلی باعث می‌شود یک انسان از یک کشور، یک فرهنگ، یک قومیت، یا یک نژاد متفاوت با اخلاق‌ها، آداب و رسوم و زمینة متفاوت اجتماعی و فرهنگی با یک انسان دیگری از یک کشور و فرهنگ دیگر زندگی مشترک سالمی داشته باشد. با این وجود، آموختن و مسلط شدن بر این مهارت‌ها نیاز به آموزش، تمرین و پختگی دارد. چنان‌چه میل‌اید با فردی از زمینة اجتماعی و فرهنگی مختلفی ازدواج کنید، حتماً از مشاورة ازدواج استفاده کنید.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد